تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

485

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

اصل واحدى داشته‌اند . از سوى ديگر گفتار فردوسى با گزارشى كه در يكى از كتب پهلوى يعنى بهمن يشت ( كه خيلى تازه است ) آمده است ( رجوع شود به شپيگل ، روايات ج 2 ص 129 ) مطابقت دارد و در نكتهء خيلى مهمّى روايت مالالا ( ج 2 ص 177 ) و ثئوفانس ( ص 261 ) را تأييد مىكند . اين روايت مبتنى بر گزارش يكى از معاصران خبير و آگاه اين واقعه است كه يكى از مأموران ايرانى به نام بستگيار بوده است كه به مسيحيّت گرويده و نام تيموثئوس گرفته بود . ثئوفانس اين روايت را به طور كلّى كامل‌تر ذكر كرده است . بجز اينها چند كلمه از يوسوئه‌ستوليتس ( يوشع ستون‌نشين ) كه نيز معاصر اين واقعه بوده است و از پركپ و از يك ترجمهء قديمى از اوستا را مىتوان جزو منابع داستان مزدك ذكر كرد بنيادگذار آئين مزدك را معمولا مزدك پسر بامداذ گفته‌اند ؛ اما گزارش دوم طبرى ( گزارش ب ) بنيادگذار اين آئين را زرادشت پسر خرگان از مردم پسا خوانده است ، در حالى كه مزدك فقط مبلّغ آئين او براى عامّه مردم بوده است . يعقوبى نيز نام زرادشت را در داستان مزدك آورده است . نام پدر زرادشت ما را مطمئن مىسازد كه در اينجا پاى پيغمبر معروف ايرانى كه مورد ستايش و تكريم ايرانيان بوده است يعنى زراذشت ( زاراثشترا ، زوروآستر ) در ميان نيست و چنين اشتباهى ، گرچه خيلى از احتمال دور است ، روى نداده است . بجز مآخذ مذكور ، يوسوئه‌ستوليتس ( يوشع ستون‌نشين ، بند 21 ) نيز گفته است كه كواذ آن فرقهء منفور مجوسى را كه از زردشتگان « 1 » ( در سريانى بايد به صورت جمع خوانده شود ) بود تجديد كرد . كلمهء زردشتگان در اينجا به يقين از زراذشت مشتق است همچنان كه شه‌پوهركان و

--> ( 1 ) - آيا مىتوان لقبى را كه مالالا ( ج 2 ص 157 ) به يونانى به كواذ داده است ( درس ثنوس ) و نيز تسميهء آئين مانوى را به يونانى به ( درس ثنون ) ( مالالا ج 1 ص 410 ) با اين كلمه به يكديگر مربوط ساخت ؟ اما با تفسيرى كه مالالا از اين كلمه كرده است شايد درست دين به درس ثنون نزديكتر باشد و بهتر از آن درزد دين است ( مقايسه شود با زرزدا در اوستا به معنى صديق و وفادار و صرصط در سريانى نو به معنى درست ) . تلفظ دين به ياى مجهول در آن زمان از خط ارمنى ظاهر مىشود .